/ 15 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فریبا

سالت فشنگ و اروم و رنگی... مثل هفت سین قشنگت[ماچ]

سام

سلام راحله جان خوبی ؟ دلم تنگ شده بود واسه اینجا ! سفره هفت سینتم باحاله ! یاده این جمله افتادم اونا که هفت سینشونو رو سفره زر می چینن چرا ما رو نمی بینن ، چرا ما رو نمی شنون ! خندم گرفت ولی نمی دونم چرا یاد این شعر افتادم ! 89 روزای خوبی برات داشته باشه الهی ! امیدوارم ساله خوبی باشه و دیگه تو صف تاکسی وای نستی آدما رو بشماری که مجبور بشی عقب بشینی و تنت مالیده بشه به یکی دیگه [نیشخند] چی کار کنم از بس بات راحتم راحت می حرفم بات ! سفمونی به روز شد ! منتظر حضورت هستم

پیام

چه ساده با گریستن خویش زاده می شویم و چه ساده با گریستن دیگران از دنیا می رویم و میان این دو سادگی معمایی میسازیم به نام زندگی

سوگل

سلام با تاخیر سال نوتون مبارک امیدوارم سالی پر از خوشی و سلامتی و برکت داشته باشید...موفق باشید[گل]

ثانیه

هفت سین قشنگیه - ولی واقعا تا الان نگهش داشتید !؟ ما همون روزهای اول جمعش کردیم ثانیه Sanye.blogfa.com

نسیم

سال نوت مبارک راحله جان [گل]

انسانم آرزوست

سلام دوست من سالی سرشار از شادمانی داشته باشی [گل]. منتظرم با...:و قصه ادامه دارد که یکی از جیب من و تو منوریل می سازد و بعد توسط دیگری پودر می شود .چی؟ همون یارانه ای که من و تو باید بپردازیم.......و قطار از ایستگاه صادقیه راه می افتد و در چشم بهم زدنی می شنوی ایستگاه شهید باقری.فکر می کنی معجزه شده است به در و دیوار نگاه میکنی،طرشت، تازه متوجه می شوی معجزه ای نبوده، خطایی دیگر اتفاق افتاده.....

سام

سلام 2 باره راحله جان ! زل زده بودم به این هفت سینه ! گفتم چقدر قشنگه این سیبای سبزش ! راستش این حرفی که زدی رو یادم می آد گیلدا هم زده بود ! خونواده متعصبی نداه فقط سختگران ! و اینکه داییش فق 6 سال از ما بزرگتره و می خواست بیاد ترکیه ! ایکس هم با تنها کسی که راحته همون دایشه تو خونواده ! بهش گفت و اونم گفت نگران نباش من به مامان اینا می گم با منی ولی بر حسب تصادف انگار واقعاَ جدی جدی با ما بود ! حالا بیا باقیشو ببین بخند که چه بلایی این دایی مجتبی اش به سر ما می آره دایی جان ناپلئون1

سجاد

سلام راحله جان خوبی وبم نیاز به آفتاب مهربانی داره تا دوباره حیات بگیره منتظرت هستم هفت سینتم عالی بود[قلب]