فراغت

دلم یه فراغت می خواد و یه جای دنج و یه چای داغ و همه ی کتابای نخونده ام!


/ 5 نظر / 24 بازدید
آسمان

به به .. چقدر دلچسب.. گرم هم باشه،آخه من عاشق گرمام[زبان][چشمک] [گل]

هامون

کاش همه ی دنیا را سکوت فرا میگرفت تا موسیقی شب صدای نفسهای تو باشد ولی افسوس که به آخر خط رسیدیم خدایا چه زود دیر شد

راحله

آخ گفتی!!!‌وقتی کتابهام تو کارتن بود بیشتر شوق خوندنش رو داشتم اما از وقتی چیده مشون تو کتابخونه حتی وقت نکردم گردگیریشون کنم!!! [ناراحت]

میتینگ انلاین

هامون دیدم یاد هامان داداش هادی افتادم. همه چی اینجا منو یاد هادی می ندازه. خانم رفتی سفر منم بببببببببررررررررر.

فرزاد

سلام به روزم و مشتاق نگاهي...