قربان

خواب دیده بود، بیدار که شد عرق بر چهره­اش نشسته بود. نمی دانست چه باید بکند ،

یادش می­آمد آن  روز را که  مثل رویای شیرین صبحدم  بود.

 از مهمانانش ترسیده بود و آنها که به اذن پروردگارشان آمده بود ند این را خوب می­دانستند پس با مهربانی گفتند که نترس که ما از طرف پروردگارت آمده ایم تا تو را نوید دهیم به فرزندی...

باورش نشد  به همسرش  نگاه کرد و او با تعجب گفت: حال که پیر و شکسته ام ، چگونه؟!

اما این خواست خداوند  بود ...

خاطرات سال­های دور و نزدیک از جلوی چشمانش می­گذشت،

یادش آمد که همسر و تنها فرزندش را در صحرایی دور رها کرده بود،

خواست خداوند بود...

یادش آمد که چگونه با او دیوارهای خانه­ی خدا را ساخته بودند تا ماوایی باشد برای همیشه و برای همه خستگان  عالم

و این خواست خدا بود...

از تمام امتحانات سربلند بیرون  آمده بود، این آزمون آخر چه بود...

فرزندی را که روزی فرشتگان مژده­ی آمدنش را داده بودند باید قربانی کند

اما باز هم خواست خدا بود...

خدا خواسته بود ابراهیم را بیازماید و همین که ابراهیم فرمان خدا را گردن نهاد و خواست اسماعیل را ذبح کند، پذیرفته شد ...

و آن روز را عید قربان نامیدند.

شاید روزی شایسته­تر از عاشورا در تقویم بشریت  برای نام­گذاری عیدی به نام قربان  نباشد. از ابراهیم نیتش پذیرفته شد،

اما حضرت عشق (علیه­السلام ) را خداوندگارش تا پای جان خواست و  او چه عاشقانه با همه­ی اسماعیل­هایش آمد .

و چه قرابتی است قربان را با نام حسین (علیه السلام). که نامش مقدم است بر قربان و دعایش بر تمامی اعمال عید.

و  زیارتش سر آغاز تمام روزهای خوب خدا...

پروردگارا! درود فرست بر محمد و آل محمد و یاری­ام ده بر پیشامدهای ناگوار روزگار و کشمکش­های شب­ها و روزها و نجاتم بده از هراس­های دنیا و اندوه­های آخرت و کفایت کن مر از شر آنچه ستمگران در زمین انجام می­دهند.

خدایا! از آنچه می­ترسم کفایتم کن  و از آنچه برحذرم،‌ نگاهم دار و خودم و دینم را  حفظ کن.

این مطلب رو برای نشریه نوشته بودم و یه حس خیلی خوب بهش دارم برای همین هم اینجا نوشتمش

عید همتون مبارک باشه

راستی این عکس بغل وبلاگ هم عکس خودمه فروغ نیست که اگه همه شبیه اونه که خوش به حالشچشمک

/ 22 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سیاوش

نوشته ات اینقدر قشنگ بود که ناخودآگاه اشکم سرازیر شد.

سیاوش

یاد این جمله اباعبدالله تو دعای عرفه افتادم که می فرمایند: خدایا هرکی تو داره ، دیگه چی کم داره و هرکسی که تو را نداره، اصلا چی داره !!

سیاوش

عیذت مبارک راحله خانم [گل]

سیاوش

عمری بخ جز بیهوده بودن سر نکردیم تقویم ها گفتند ما باور نکردیم حتی خیال نای اسماعیل خود را همسایه با تصویری از خنجر نکردی

سیاوش

گفتم که قدرتمند میریم برای کسب جام !!‌ [نیشخند] قدرت را حال کردی ؟!!!‌ [خنده]

سیاوش

[هورا]

یک بچه ی آدم

خدا از قربانی کردن اسماعیل منصرف شد! چرا؟ در قرآن آیه ای هست که میگه خدا بجای اسماعیل "ذبحی عظیم" را برگزید. (و فدیناه بذیح عظیم) این ذبح عظیم چیه؟ یا بهتر بگیم : کیه؟ برای جوا فقط کافیه بدونیم که : امام حسین(ع) از نسل اسماعیل هستند!!!

دل رویایی

سلام راحله جان خیلی زیبا نوشتی,خسته نباشی. با داستان "رویانا" به روزم. خوشحال میشم سر بزنید. موفق باشید.[گل]

دوست

سلام عیدغدیر مبارک باد بر شما مطلبتون خوب وزیبا بود ممنون میشه نظرتونو در مورد بحث با غروب بدونم .... آیا امام حسین (ع) به ایرانیان اهانت کرده خدایا در لحظه تنهایی قیامت به دادمان برس منتظر نکاه پر مهر شما هستم http://ahkamali.blogfa.com [گل][گل][گل][گل][گل][گل]