راعالمادریگ

با احساس سردی که می کنم از خواب بیدار می شم  ساعت سه و نیم بعد از ظهر روز پنجشنبه اس. نیت کرده بودم امروز تا ساعت 5 بخوابم که همه ی کسر خوابام جبران بشه اما سرما نذاشت. میام تو هال اول دکمه ی کتری رو می زنم دراز می کشم  روی کاناپه. کتری جوش میاد و خاموش می شه حوصله ندارم بلند شم چایی بریزم. یه نیم ساعتی می گذره مامان از تو اتاقش میاد بیرون همینطوری که داره کمرش رو می خارونه سرشو تکون می ده که اینجا چه کار می کنی؟ می گم سردم شد بیدار شدم. خب یه چیزی می انداختی روت! میاد دکمه کتری رو می زنه. کنترل تلویزیون رو دستش می گیره میاد رو مبل کناری می شنیه کنترل رو از دستش می گیرم می گم قربونت صدای اینو در نیار حوصله ندارم. یه نگاهی می کنه میاد حرف بزنه صدای زنگ در میاد. هر دو تامون تعجب می کنیم از چشمی نگاه می کنم زن عمو کوچیکه با پسرش.

سلام خوبین چه عجب؟ ماچ و بوسه و احوالپرسی. پارسا تپل چطوری؟ خوبم. دو تادستاشو می زاره رو لپش. تپل گازت نمی گیرم فقط ماچت می کنم. دروغ می گی می خوای گاز بگیری! نه باور کن فقط ماچت می کنم تازه ببین ماتیکم ندارم! با اکراه دستشو کنار می بره. آآآآآآآآآی مگه نگفتی گاز نمی گیری؟! حالا ما یه چیزی گفتیم!

تا کتری دوباره جوش بیاد از تو یخچال میوه می چینم تو ظرف و چایی می ریزم. چه عجب از این ورا؟ پریسا کجاس؟ کلاس داره! امروز که پنجشنبه اس؟! می ره کلاس حسابداری، استادش خوب نیست واسش معلم گرفتیم!

مامان حوصله ام سر رفت. پاشو بریم. مامان می گه چرا پارسا جون؟ راحله پاشو یه دقه ببرش پارک. من هم سردمه هم حوصله ندارم! (تو دلم می گم بذا اینا برن!) نه من پارک دوس ندارم!

پارسا چرا حوصله ات سر رفته؟ می خوای بازی کنیم؟ تخته بازی می کنی؟ نه می خوای ورق بیارم بازی کنیم؟ هان؟ نه حوصله ندارم! خب کتاب واست بیارم بخونی؟ نه! پس خودت بگو چه کار کنیم! یه مشت کارت از تو جیبش در میاره نشون می ده می گه بلدی؟! مگه هنوز از اینا هست؟

می گه بلدی بازی کنی؟ می گم از اونا که می زنی روش بر می گرده؟ آره! کارتا رو نصف می کنه به منم می ده. راحله تو طرفداره بارسلونی یا رئال؟ خب معلومه بارسلون! چرا بارسلون؟ خب هم واسه اینکه مسی تو بارسا هم لباسشون رنگ استیل آذینه! تو چی؟! رئال. ببین چه قدر عکس کریس رونالدو دارم.

کارتا رو پشت و رو می ذاره زمین با کف دستش می زنه روش بر نمی گرده، من می زنم روشون سه تا کارت بر می گرده! یکی اش رونالدو. با ناراحتی نگاه می کنه. این دفه می زنه باگوشه انگشتش چند تا کارتو بر می گردونه. پارسا جر نزن منم از این کارا بلدم ها! نه جر نزدم که! کارتا رو نگاه می کنه دو تاش مسی­یه! اخم می کنه! دوباره نوبت می شه دو تای دیگه بر می گرده دوتاش رونالدوه. می­خندم آخه رئالم شد تیم؟! بعله از بارسا که بهتره! آهان چون 5 تا بهتون زدیم از ما بهترین؟ خب مگه چی می شه آدم یه وقتی می بره یه وقتی هم می بازه دیگه! آره اما نه 5 تا که! البته عیب نداره از بهترین تیم 2010 باختین!

می ره کیف مدرسه اشو میاره. می خوای نقاشی هامو ببینی؟ آره ببینم

 

بارسلونا0- راعالمادریگ 10

/ 13 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرشام

عجب نقاشی های باحالی.... دوره ما همش خونه و دخت و طبیعت بید... ولی مث اینکه حالا نقشی های فوتبالی رو بورس بید[نیشخند] رعال 10 بارسا صفر[تعجب] آرزو بر جوانان عیب نبید.... بارسات من کشته ...[مغرور] ولی به خاطر من یه منچستر هم بعنوان سس بزن تنگش[چشمک]

آرشام

راحله گاز میگیرییییییییییی[تعجب][خنده] [بغل]

مادر بد

ممنون عزیز از محبت و خوشبینی شما. این عموزاده شما چه بامزه است... منم فکر نمیکردم دیگه بچه ها کارت بازی کنند.

فري

نه راعال مادریگ نه بارسلونا[نیشخند]فقط منچستر یونایتد عزیزم[زبان] بازم زنده و قشنگ و قابل لمس نوشتی جیجر تا یکی دو روز دیگه ترمه به روزه عزیزم... حتما خبرت می کنم بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس

مرتضی

سلام ممنون از احوال پرسیت این نقاشی ها رو که دیدم یاد بچه گیای خودم افتادم ، کاش نقاشیامو نگه میداشتم

نسیم

خیلی ناااااااااااااااااااااااازه پسر عموت ...

مامان اشکان

وای خدای من اومدم دوباره اسم مدیر وبلاکچگ هیچ کس تنها نیست و رو دیدم دلم یه دنیا بغض کرده منم عین خودت اول فک کردم سرکارم ولی وقتی از دوستاش شنیدم واقعا متاسف شدم خدا رحمتش کنه[ناراحت]

مامان اشکان

سلاممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم دلمون برات تنگ شده هوارتا[بغل]

فري

چرا اعصاب نداری دخمل؟ چشم قول زنانه می دم که تا اخر هفته وبم به روز باشه... قول زنااااااااااااااااااااانه[ماچ]