شهر خورشید

دو چشم

حیران خاطرات سبز

یک زبان

پر از حرف های نگفته

دو گوش

آکنده از ناشنیده ها

و یک مغز

سرشار وحشت سلاخ

بفرمایید

صبحانه حاضر است!

اکبر اکسیر- از کتاب بفرمایید بنشینید صندلی عزیز.

 

نوشته شده در چهارشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸۸ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ توسط راحله نظرات () |

Design By : nightSelect.com