شهر خورشید

 

زنگ می زنن درو باز می کنم  یه کاغذ  از لای در می افته زمین پریسا  همینطور که سلام می کنه و کفشش رو درمیاره کاغذ رو برمی داره شو لباس زنانه، کیف کفش لباس مجلسی بدلیجات برج دی از 18 تا 28 بهمن

چرا نمیای تو؟! تا کفشمو در نیاوردم بیا بریم ببینیم چی داره! پریسا تو پریروز از لادن یک عالمه لباس خریدی! حالا بیا قول می دم زیاد نخرم. راحله کیه؟ مامان میاد جلو در اِ پریسا تویی بیا تو! مامان بیا بریم اینجا! مامان برگه رو از دست پریسا می گیره! باز می خوای بری خرید! نه مامان فقط ببینیم چی داره! می گم مامان میای؟ لباشو کج می کنه که یعنی اِی حاضر می شیم.

طبقه دوم واحد 7 مامان زنگ می زنه؟ یه خانومی حدودن 40 ساله درو باز می کنه تعارف می کنه و زودتر از ما می ره تو یکی از اتاق خوابا! پریسا هم زود می ره دنبالش مامان یه نگاه به سالن خونه می کنه می گه راحله ببین ما هم میز ناهار خوری رو بذاریم اینجا خوب می شه خیلی هم جا نمی گیره سرمو تکون می دم!

پریسا یه کتونی یه مانتو یه تاپ و با یه بلیز بر می داره یه کیف هم نشونم می ده می گه قشنگه همینطوری که دارم لباسا رو نگاه می کنم اخم می کنم بهش که یعنی نه!

یه مانتو دیدم مامان اینو ببین پریسا می گه مامان قشنگه بپوش ببین! خانومه می گه دختراتونن! مامان پریسا رو نشون می ده می گه این دختر جاری امه این یکی هم دخترم! با تعجب نگاه می کنه اصلن بهتون نمیاد مامان تشکر می کنه دوباره می پرسه آخه بهتون می گه مامان؟! چون بچه که بود با برادر شوهرم همسایه بودیم زیاد میومد خونه مون عادت کرده! آخه خیلی شبیه همن! مامان می خنده کجا شبیه همدیگن پریسا به این خوشگلی!

میایم خونه دکمه ی کتری رو می زنم که چایی درست کنم مامان می گه ببین راحله اگه میز ناهار خوری روبیاریم اینجا بهتر نمی شه؟ از توی یخچال میوه میارم  مامان راحتی اون خانومه از مال ما کوچیک تر بود جا کمتر گرفته بود! حالا بیا امتحان کنیم شاید شد! وای مامان من حوصله ندارم ول کن تو رو خدا! ظرف میوه تو دست راستمه همینطوری که حرف می زنم اون یکی دستم رو می برم سمت کشو که چاقو در بیارم دستم محکم می خوره به دستگیره کشو ناخونم که شکسته بود دوباره از بالاتر می شکنه وای چه دردی داره نگاش می کنم داره خون میاد ناخونم از بالا شکسته! آی چی شد؟! پریسا ظرف میوه  رو از دستم می گیره آخ آخ بیا چسب بزنم روش

چیزی نشده دستت تو آب باشه زود ناخونت بلند می شه. فکر کنم خانومه چشمت کرد! مامان تو این همه مهر مادری رو از کجا آوردی به اون زنه می گی پریسا خوشگل تره آخی کدوم مادری اینقد بچه اش رو دوست داره که تو داری؟! بعدش هم تو خوب موندی منو چش کرده؟!...

ساعت دوازده و نیمه مامان مسواک زده می خواد بره بخوابه می گه راحله ظرفای شامو بشور دستت تو آب باشه ناخونت زودتر در میاد

نوشته شده در یکشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٩ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ توسط راحله نظرات () |

Design By : nightSelect.com